آیهان نفس مامان وبابا
X
آیهان نفس مامان وبابا
خاطرات نور چشمم آیهان
قالب وبلاگ

نفسم ۱۲فروردین با آنا اینا راهی جلفا شدیم و بعد یکم گردش تو جلفا رفتیم خونه آقا مقصود شب رو اونجا سپری کردیم و صبح روز بعد که ۱۳بدر بود با آنا اینا و عمه بابا وباباجون و مامان جون رفتیم سد ارس نهار رو اونجا خوردیم وقتی داشتن آتیش روشن میکردن فقط طرف های آتیش بودی و با یه چوب کوچولو که دستت بود آتیش بازی میکردی همه بهت میگفتن آیهان بسته بیا این طرف آتیش میگیری تعجب

بد ظهر از اونجا حرکت کردیم و باغ عمه بابا رفتیم چون اونجا سرد بود زیاد نموندیم وبرا شام رفتیم خونه عروس عمه بابات وبعد اونجا راهی تبریز شدیم انشاالله که بهت خوش گذشته باشه و سالیان سال در کنار هم باشیم دوست دارم یکی یدونمقلب



[موضوع : ]
[ شنبه 14 فروردين 1395 ] [ 11:57 ] [ مامان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موزیک
آرشيو مطالب
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 36
بازدید دیروز : 3
بازدید هفته گذشته : 83
کل بازدید : 7036
امکانات وب
1