آیهان نفس مامان وبابا

خاطرات نور چشمم آیهان

۱۳بدرسال۹۵

1395/1/14 11:57
نویسنده : مامان
45 بازدید
اشتراک گذاری

نفسم ۱۲فروردین با آنا اینا راهی جلفا شدیم و بعد یکم گردش تو جلفا رفتیم خونه آقا مقصود شب رو اونجا سپری کردیم و صبح روز بعد که ۱۳بدر بود با آنا اینا و عمه بابا وباباجون و مامان جون رفتیم سد ارس نهار رو اونجا خوردیم وقتی داشتن آتیش روشن میکردن فقط طرف های آتیش بودی و با یه چوب کوچولو که دستت بود آتیش بازی میکردی همه بهت میگفتن آیهان بسته بیا این طرف آتیش میگیری تعجب

بد ظهر از اونجا حرکت کردیم و باغ عمه بابا رفتیم چون اونجا سرد بود زیاد نموندیم وبرا شام رفتیم خونه عروس عمه بابات وبعد اونجا راهی تبریز شدیم انشاالله که بهت خوش گذشته باشه و سالیان سال در کنار هم باشیم دوست دارم یکی یدونمقلب

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) ارسال نظر