آیهان نفس مامان وبابا
آیهان نفس مامان وبابا
خاطرات نور چشمم آیهان
قالب وبلاگ

عزیزم نزدیک خونه آنا اینا مهدکودک هست که اونروز از اونجا رد میشدیم که گفتی من میخوام برم بازی کنم منم بردمت و کلی بازی کردی و خانم معلم ها ازت راضی بودنچشمک

این عکسارو هم وقتی با آنا اینا رفته بودیم گردش ازت گرفتمآرام

یه خلاقیت کوچولوخجالت

اینجاهم 3تایی رفته بودیم پارک که خیلی بازی کردی و خسته شده بودی وقتی رسیدیم خونه گفتی مامان چرا منو بردی پارک خسته شدمخندونک

عزیزم بخاطر کارام چند روزه با مامان جون تنهات میزارم یه روز مامان جون تو رو برده بود پارک و کلی برات خوراکی خریده بود و این عکساروهم ازت گرفته بود دستش درد نکنهمحبت

 



[موضوع : ]
[ جمعه 7 خرداد 1395 ] [ 14:34 ] [ مامان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موزیک
آرشيو مطالب
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 27
بازدید دیروز : 11
بازدید هفته گذشته : 38
کل بازدید : 6007
امکانات وب
1